متقاعدسازی از سری دوره رفتارسازمانی

متقاعد سازی:

در این ویدیو مبحث متقاعدسازی و ترغیب کردن را از دوره رفتارسازمانی بررسی می کنیم.

متقاعدسازی

اهمیت متقاعدسازی:

رهبری درباره انجام کارها از طریق دیگران است .

متقاعد کردن دیگران برای دیدن استدلال شما است به دلیل این است که متقاعد سازی یک موضوع مهم است.

تاکتیک هایی که برای متقاعد سازی به کار می بریم:

  • لزوما نباید خیلی فریبنده یا کاریزماتیک باشید بلکه پایه های بسیار ویژه ای وجود دارد که می توانی از آن ها استفاده کنید.
  • برای درک دنیای اطرافمان، نیاز به میانبر داریم و از این طریق می توانیم آن ها را برای متقاعد کردن افراد به کار بریم.

پایه های متقاعدسازی:

6 پایه ویژه متقاعد سازی را که توسط سیالدینی بررسی شده است را به شرح زیر توضیح می دهیم:

  1. عمل متقابل:

قاعده ساده ای است که افراد مجبور به جبران هستند.

یعنی اگر شما برای فرد دیگری کار انجام دهید، زمانی که شما از او خدمتی بخواهید آن ها به احتمال زیاد آن را تلافی می کنند. مثال: خیریه ها و رستوران ها

خیریه ها: به طور مثال زمانی که سازمانی در آمریکا درخواست کمک برای اعضای مختلف خود فرستاد، هدیه ای کوچک با برچسب های شخصی نیز برای آن ها فرستاد که این موضوع روحیه ی درک و جبران را در افراد بالا برد و این باعث افزایش خیریه از 18 درصد به 35 درصد شد.

انعام در رستوران ها: به طور مثال اگر مشتری در یک رستوران آب نبات نعنایی دریافت کند، به صور پیش فرض در انعام دادن او بین 3 تا 5 درصد افزایش می یابد.

  1. توافق:

زمانی که افراد قصد انجام کاری دارند، به احتمال زیاد آن کار را انجام خواهند داد.

آن ها می خواهند تا برای اطرافیانشان ثابت قدم ظاهر شوند؛ بنابراین افراد تمایل دارند تا به قول هایشان عمل کنند اگر قبلا متعهد شده باشند.

  1. اهداف شخصی:

زمانی که افراد اهدافی می سازند، اگر آن ها را بنویسند شانس بیشتری در موفق شدن دارند.

        4. گرایی:

قاعده ی توافق به کمال بسیار نزدیک است.

در رهبری افراد ممکن است هر چیزی درباره شما بپرسند مثلا تجربیات و تخصص شما چه میزان است اما چیزی که در واقع رهبر نمی خواهد از او بپرسند، کمال اوست یعنی زمانی که می گویید می خواهید کاری انجام دهید، باید آن را تمام کنید.

  1. تایید اجتماعی:

به این حقیقت برمی گردد که افراد به احتمال زیاد از کسانی پیروی می کنند که شبیه آن ها باشند.

ما به دنبال کلیدهایی هستیم که بفهمیم در هر موقعیت چگونه رفتار کنیم.

کلیدها توسط چه کسانی داده می شوند؟

سلبریتی ها:

برای حمایت از محصولات و خدمات پول زیادی دریافت می کنند زیرا این کار به نوعی تایید اجتماعی برای طرفدارانشان است.

خرد جمعی:

مثلا در رانندگی در یک مسیر انحرافی قرار می گیرید که ان را بلد نیستید در نتیجه به دنبال افراد دیگر می روید با این احتمال که آن ها می دانند در این موقعیت چه کاری انجام دهند.

  1. علاقه:

اولا این قاعده بیان می کند که ما احتمالا با کسانی همکاری می کنیم که آن ها را دوست داشته باشیم و افرادی را دوست داریم که شبیه به ما باشند، اگر شبیه ما فکر کنند و شبیه ما صحبت کنند و مثل ما عمل کنند، آن ها باید کارها را درست انجام دهند.

دوما، اگر آن ها از ما هوشمندانه تعریف کنند ما معتقدیم که آن ها به ما احترام می گذارند.

سوما، اگر آن ها بتوانند با ما برای رسیدن به اهداف متقابل همکاری کنند.

این سه فاکتور با هم ترکیب می شوند تا شخصیت دیگری را دوست داشته باشند و شما احتمالا متقاعد می شوید.

  1. اعتبار:

مطالعات نشان داده است که افراد واقعا به کارشناسان احترام می گذارند.

اگر شما تخصصی دارید مردم به حرف شما گوش می کنند مثلا مردم به حرف دکتر خود گوش می کنند و به او احترام می گذارند حتی اگر اطلاعاتی مخالف اطلاعاتی که از قبل دریافت کرده ایم به ما بدهد.

  1. کمیابی:

افراد عموما تعهدی می خواهند که کمتر در دسترس است.

هر چیزی که کمتر در دسترس باشد، کیفیت بیشتری از آنچه که دیگران درک می کنند، دارند.

عضویت در خبرنامه

از دیگران زودتر مطالب جدید را دریافت کنید
در خبرنامه‌ عضو شوید تا مطالب به‌روز مستقیم به شما ارسال شود

  • این فیلد برای اعتبار سنجی است و باید بدون تغییر باقی بماند .